حاضرین در سایت

ما 21 مهمان آنلاین داریم

امروز

 
سه شنبه
1396
اسفند
1
 
JoomlArt.ir JoomlArt.ir JoomlArt.ir
 

ما که رفتيم مشاهده در قالب PDF چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 5
ضعیفعالی 
اشعار جواد شیرمحمدی - عابد و معبود



ما که رفتيم ، رفتن ما را چه سود

بودِ ما را بود ، آن بودِ نبود



تا کتاب قصه ام پاره نشد

راه صدها غصه ام چاره نشد



دل ما بود و يکي دلدار بود

ديده ها بود و يکي بيدار بود



سوزها را ساز تو در مي کند

سور و ساز يار بهتر مي کند



دِل کنم از ديگري بازم جدا

مي بگردانم ، رَه نازم خدا



گر نداي عشق تو ، در مي دهم

وصل آن يار دگر سر مي دهم



شوکت ما در ره غمخوارگي است

عزَّت ما را به راه بندگي است



بَندِ بَندِ آه و افسوس و هوس

يا گرفتاري به کابوس و قفس



نيستم ، آخر بداني کيستم

يا که در دل راه ، راه کيستم



من دلم ، يک دل که حق راهش نمود

بر حذر در راه از چاهش نمود



بشنو اين ابيات مستي را به او

تا بداني تا چه حد مستم زِ او



***


چه سرمستم زِ عشق تو در اين مِي خانه و حيران

از اين باشم چرا اول نکردم خود بَرَت وِيران



شميم بوي تو دَم را به آخر مي نخواهد بُرد

کسي در دم نشد بويت به دم آخر بخواهد مُرد



چنان روياي وصل تو مرا لرزان کند ديدار

که در اوج لذايذ من نخواهم تا شوم بيدار



يکي گل داد به آب و باد رساندم بوش بر کويم

که اينسان منتظر ماندم به پا حالم سر جويم



نخواهم دَم تمام گردد زِ بوي عطر جان تو

که شب را روز و تا شب من پي عطار آن بويم


نظرات
  • 1) بدون عنوان

    نویسنده: محسن

    زیباست

  • 2) بدون عنوان

    نویسنده: @

    فوق العادست.

نظرشما؟
 
 
 
 
 
 
 
JoomlArt.ir JoomlArt.ir JoomlArt.ir