حاضرین در سایت

ما 21 مهمان آنلاین داریم

امروز

 
چهارشنبه
1397
اردیبهشت
5
 
JoomlArt.ir JoomlArt.ir JoomlArt.ir
 

سوداي آب مشاهده در قالب PDF چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
اشعار جواد شیرمحمدی - عابد و معبود

 

 

باز قلم بينم که در دستم به رفتار آيد و
افکار را چون موج رقصانش به دريا مي زند ، ليکن
ندانم آنچه را خواهم ، توانم .


مي نگارد ديده بر روحم
که بينم مردمان دنبال آبند ، در که حالی
چشمه ها سرچشمه از دريای اکبر بود و ليکن
بر سرابی دل نهادند.


در عجب باشم که بينند اين سراب را ره به آبی نيست ،
جانها تشنه تر از هر زمان ،
ليکن آخر سر بُرند در پای اوهام.

 

آخرش منزل چيست!

 

 

سوداي آب

عاشقی سودای ما بود و جهان در هایُ هوی

تشنه ميبردندشُ سر را بُرند در پای جوی


گر زِهيچ دلرا شود خوش, مستيش بر باد رفت

دلرا چون مستيش رفت ،هستيش بر باد رفت


پس نکن برنيستی ، هستی نظر الا به او

تا رها گردد دلت از اين فنا بر سوی او


گرکه کردی اينکه از بهرش کنون هستی هست

حالِ ديگر غير حال گردی پر از مستی مست

 

 

 

نظرات

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است ! شما اولین نفر باشید

نظرشما؟
 
 
 
 
 
 
 
JoomlArt.ir JoomlArt.ir JoomlArt.ir