گندم روسیه همچنان یکی از گزینههای مهم بازار غلات است. بررسی آخرین وضعیت صادرات، لجستیک دریای سیاه و ریسکهای تأمین گندم روسیه برای واردکنندگان.
کاهش ریسک توافق غلات دریای سیاه در کوتاهمدت بعید است؛ اما مسئله مهمتر برای واردکنندگان، تأثیر این وضعیت بر مسیر صادرات، ظرفیت بنادر و هزینه واقعی تأمین غلات روسیه است.
وزارت خارجه روسیه در ۲ سپتامبر اعلام کرد که در شرایط فعلی زمینهای برای احیای ابتکار غلات دریای سیاه نمیبیند. به گفته الکساندر گروشکو، معاون وزیر خارجه روسیه، موضع غرب درباره تحریمها تغییر نکرده و از نگاه مسکو، مشکلات مربوط به پرداختها، دسترسی به مواد اولیه و کودهای روسی از عواملی بودهاند که اجرای توافق قبلی را مختل کردند.
برای یک واردکننده ایرانی، اما سؤال اصلی این نیست که توافق سیاسی چه زمانی برمیگردد.
سؤال مهمتر این است:
توافق غلات دریای سیاه در نگاه اول یک موضوع سیاسی به نظر میرسد، اما اثر واقعی آن برای بازار از مسیر لجستیک، ظرفیت صادرات و هزینه حمل منتقل میشود.
در هفتههای اخیر، اختلال در دریای سیاه و دریای آزوف باعث شده صادرکنندگان روسی بخشی از محمولهها را به مسیرهای جایگزین منتقل کنند. طبق گزارش رویترز، در فصل صادراتی ژوئیه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۴۶.۳ میلیون تن غلات روسیه از بنادر دریای آزوف و دریای سیاه صادر شده که حدود ۹۰ درصد صادرات دریایی غلات روسیه بوده است
این عدد یک پیام روشن دارد:
جایگزین کردن مسیرهای دریای سیاه در مقیاس بزرگ، ساده و فوری نیست.
به همین دلیل، حتی اگر تولید گندم، جو یا ذرت روسیه مناسب باشد، محدودیت در مسیر صادرات میتواند فاصله بین «وجود کالا» و «قابل تحویل بودن کالا» را افزایش دهد.
و برای خریدار، همین فاصله اهمیت دارد.
یکی از مهمترین اشتباهات در تحلیل بازار غلات این است که کاهش صادرات را مستقیماً معادل کاهش تولید یا کمبود کالا بدانیم.
این دو موضوع متفاوتاند.
روسیه ممکن است محصول کافی برای عرضه داشته باشد، اما اگر ترمینالها، کشتیها، مسیرهای دریایی یا ظرفیت حمل ریلی نتوانند این محصول را بهموقع جابهجا کنند، عرضه قابل دسترس برای بازار صادراتی کاهش پیدا میکند.
S&P Global در اواخر اوت گزارش داد که صادرات گندم روسیه در ژوئیه ۲۰۲۶ به حدود ۱.۶ میلیون تن رسیده، در حالی که این رقم یک سال قبل ۲.۱ میلیون تن بوده است. همین منبع بر فشار ایجادشده بر تجارت غلات دریای سیاه و افزایش ریسکهای لجستیکی تأکید کرده است
SovEcon نیز در برآورد ۱۹ اوت خود، پیشبینی صادرات گندم روسیه در اوت را به ۲.۲ میلیون تن کاهش داد؛ در مقایسه با ۴.۵ میلیون تن در اوت سال قبل و میانگین پنجساله حدود ۵ میلیون تن.
بنابراین، برای بازار گندم روسیه باید دو سؤال را جداگانه بررسی کرد:
چقدر گندم وجود دارد؟
و
چقدر از این گندم واقعاً میتواند در زمان موردنیاز صادر شود؟
این دو عدد لزوماً یکی نیستند.

تا حدی بله؛ اما نه بدون هزینه.
رویترز گزارش داده که درخواست انتقال ریلی محمولههای غلات روسیه به بنادر بالتیک تا ۱۸ اوت به حدود ۵ میلیون تن رسیده بود. با این حال، ظرفیت بنادر بالتیک روسیه حدود ۷ میلیون تن در سال برآورد شده و حتی با استفاده از سایر مسیرها نیز جایگزینی کامل ظرفیت دریای سیاه دشوار است.
بنابراین مسیرهای جایگزین میتوانند بخشی از فشار را کاهش دهند، اما خودشان محدودیت دارند:
ریل، بندر، زمان حمل و ظرفیت تخلیه و بارگیری باید همگی با یکدیگر هماهنگ باشند.
در نتیجه داشتن «گزینه جایگزین» ارزشمند است؛ اما باید دید آن گزینه در مقیاس تجاری و با هزینه قابل قبول قابل استفاده هست یا نه.
روسیه یکی از تأمینکنندگان مهم غلات منطقه است و تغییر مسیر صادرات میتواند روی ذرت روس، جو روس و سایر غلات صادراتی نیز اثر بگذارد.
وقتی صادرکننده مجبور میشود بخشی از محمولهها را از مسیرهای دیگری عبور دهد، ظرفیت حمل، واگن، کشتی و ترمینال بین کالاهای مختلف توزیع میشود.
در چنین شرایطی، برای خریدار ذرت روس نیز فقط قیمت FOB کافی نیست.
باید بررسی کرد:
آیا محموله واقعاً در زمان موردنظر قابل بارگیری است؟
این سؤال برای کارخانههای خوراک دام اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تأخیر در تأمین میتواند برنامه تولید و موجودی مواد اولیه را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین بازاری، دنبال کردن یک عدد بهتنهایی کافی نیست.
اگر قصد خرید گندم روس، ذرت روس یا سایر نهادههای دامی از روسیه را دارید، این چند شاخص از خود خبر توافق غلات مهمترند:
۱. وضعیت واقعی بنادر صادراتی روسیه
آیا عملیات عادی است یا محدودیت جدیدی ایجاد شده؟
۲. Freight
افزایش کرایه حمل میتواند بخشی از مزیت قیمت کالا را از بین ببرد.
۳. زمان بارگیری
قیمت خوب بدون Shipment Window قابل اتکا، الزاماً معامله خوب نیست.
۴. مسیر صادرات
محموله از دریای سیاه، آزوف، بالتیک یا مسیر دیگری تأمین میشود؟
۵. قیمت نهایی CFR
در نهایت باید هزینهای را مقایسه کرد که محموله با آن به مقصد میرسد، نه فقط قیمت اولیه کالا.
اظهارات جدید وزارت خارجه روسیه نشان میدهد که در حال حاضر نباید روی بازگشت سریع به قالب قبلی توافق غلات دریای سیاه حساب کرد.
اما برای بازار، اهمیت این خبر بیشتر از خود توافق است.
تحولات هفتههای اخیر نشان دادهاند که تولید مناسب الزاماً به معنی صادرات روان نیست و وجود کالا در داخل روسیه، بهتنهایی تضمین نمیکند که همان کالا با قیمت و زمانبندی موردنظر خریدار به مقصد برسد.
اگر برای تأمین مستقیم گندم روس، ذرت روس یا سایر غلات روسیه به بررسی شرایط عرضه، مسیر حمل و گزینههای موجود نیاز دارید، میتوانید با کارشناسان هلدینگ شیرمحمدی در ارتباط باشید.
آیا روسیه به توافق غلات دریای سیاه بازمیگردد؟
در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶، وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که در شرایط فعلی زمینهای برای احیای توافق قبلی نمیبیند.
آیا اختلال صادرات به معنی کمبود گندم روسیه است؟
خیر. کاهش یا اختلال صادرات میتواند ناشی از محدودیت ظرفیت بندر، حملونقل و مسیر صادرات باشد و الزاماً به معنی کاهش تولید نیست.
آیا اختلال بنادر میتواند قیمت گندم روسیه را افزایش دهد؟
میتواند بر هزینه و قابلیت صادرات اثر بگذارد، اما جهت قیمت به عوامل دیگری مانند تقاضای واردکنندگان، عرضه محصول و رقابت سایر صادرکنندگان نیز بستگی دارد.
آیا مسیرهای جایگزین صادرات روسیه قابل استفاده هستند؟
بله، اما ظرفیت و هزینه آنها با مسیرهای اصلی دریای سیاه یکسان نیست و نمیتوان جایگزینی کامل را فرض کرد.
آیا این شرایط روی ذرت روس نیز اثر دارد؟
احتمال اثرگذاری وجود دارد، زیرا محدودیت ظرفیت حمل و بندر میتواند بین غلات مختلف رقابت برای استفاده از زیرساخت صادراتی ایجاد کند.
صفحه ی اصلی
قیمت ذرت روس
قیمت جو روس
قیمت گندم روس
عوارض صادراتی روسیه